عوامل برنامه :

کارگردان : محسن صباغزاده
تهیه کننده : محسن صباغ زاده



میر عفت
تولید سال 1390   مرکز قم

شاهزاده خانم، دختر پادشاه صفوي است، او روزي تصميم مي‌گيرد به دعوت يكي از دوستان خود به مجلس مهمانی او برود. شاهزاده خانم با كالسكه‌ران سلطنتي قرار مي‌گذارد كه هنگام بازگشت به دنبالش نيايد چرا كه مايل است خود مسير بازار تا كاخ را پياده طي کرده و در راه نيز اندكي خريد نماید. شاهزاده هنگام بازگشت به تاريكي شب بر ميخورد ، يكي از اراذل شهر او را دنبال ميكند، دخترك با ترس و لرز فرار كرده و در كوچه‌اي خود را به درب نيمه باز مدرسة علمية طلاب ميرساند. سيدي طلبه به استقبال او مي‌آيد؛ دخترك از سيد ميخواهد كه اجازه دهد شب را در آن مدرسه سپري كند، سيد اجازه ميدهد و دخترك در صندوقخانة مدرسه سكني ميگزيند و صبح هنگام به كاخ باز ميگردد. فردا پس از بازگشت، پادشاه صفوي به شدت دختر خویش را شماتت ميكند و چون ميخواهد از ادعای دختر اطمينان حاصل كند، سيد طلبه را احضار ميكند، سيد نیز همان اظهارت دختر را تكرار ميكند. پادشاه از صحت گفته‌هاي دختر اطمينان مي‌يابد ولی ناگهان چشمش به سر انگشتهاي سوختة طلبه مي‌افتد ، علت را جويا ميشود؛ سيد اظهار ميكند که شب گذشته شيطان مرا با ديدن آن دختر وسوسه كرد، اما هربار به خدا پناه برده و پشت شهوت را ميشكستم. سید طلبه براي گرفتار نشدن در بند شیطان هر بار يكي از انگشتان دست خود را روي چراغ اتاق گرفته و میسوزانده، تا اينكه شب به صبح رسيده است. پادشاه که سيد طلبه را فردي امين و خدا ترس و باتقوا مي‌يابد از او ميخواهد كه دخترش را به عقد ازدواج خود درآورد، سيد قبول ميكند و از آن پس به ميرداماد يعني داماد پادشاه شهره ميشود و همين مصون ماندن او در مقابل گناه باعث رسيدنش به عالي‌ترين مقامات عرفان مي‌شود.

کلمات کلیدی :


نام و نام خانوادگی
آدرس پست الکترونیک
ارسال